خدا بیامرزه و رحمتش کنه.خیلی خانمنازنین و مهربونی بود.و چه سعادتی بالاتر از اینکه در چنین روزی از ماه ضیافت و رحمت خداوند رمضان، و شبهای قدر پر کشید و به سوی معبود خویش رفت.
برچسب:
نویسنده: ستایش خلیلی

در قـــلـــب ِ خــویــــش
هـــزار شــــــعر
میسازم
تــو
بـه ایـــن دســت سازه هـــای ِ مــن
نخـند
عشق را
صادقانه
بـــــاور کــــن ...
♥♥
>>یک استکان چای داغ مهمان منی
کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی ات
نوش جان!
چای وفاداری من همیشه تازه دم است...<<
برچسب:
نویسنده: ستایش خلیلی